بابا صفرى

45

اردبيل در گذرگاه تاريخ ( فارسى )

كاردانى فرماندهان بزرگ بوده است كه در جنگها آنها را به پيروزى رسانيده است . مع الاسف در آن روز لشگر اردبيل فرمانده نداشت و حتى رئيس ستاد و فرمانده پادگان شهر و رئيس بهدارى لشگر نيز شبانه با تغيير لباس از شهر خارج شده بودند و لذا شهر نه تنها حالت غير دفاعى داشت بلكه سربازها نيز در سربازخانه ، در برابر آتش مسلسل هواپيماها بلادفاع بودند و تعداد زيادى از آنها بدين جهت جان خود را از دست دادند . در ساعت چهار صبح ، كه سكوت مطلقى بر فضاى شهر حكومت داشت ، بناگاه صداى گوش خراش و وحشت‌آور هواپيماهاى روسى بيكبار در شهر پيچيد و همه را از خرد و كلان ، پير و جوان از خواب بيدار كرد . اردبيل تا آن روز در معرض حملهء هوائى قرار نگرفته بود و حتى مردم شهر جز دو سه بار هواپيما در آن منطقه نديده بودند ازاين‌رو با همهء سرگشتگى بحياطها و پشت بامها آمدند و بتماشاى آنها ايستادند . اولين هواپيما در جنگ بين الملل اول و از راه قفقاز به فضاى اردبيل آمده بود . آن روز نيز مردم براى تماشا ايستاده حيرت‌زده بدان ، كه موجب تعجب همگان بود ، نگاه ميكردند و از پرواز انسان در فضا سخت تعجب نموده هريك از آنان عقيده و درك خود را به نحوى بر زبان مىآوردند . شنيدنى است كه طبق اظهار يكى از معمرين « 1 » شادروان كربلاى شفيع تقىزاده از معاريف بازار آن روز با ديدن هواپيما در آسمان گريه ميكرده مرتبا مىگفته است « يا صاحب الزمان بداد ما برس . عفت و حرمت زنان و دختران سر برهنهء ما در خانه‌ها ، بوسيلهء اين نامحرمان از بالا مورد ديد و هتك قرار گرفته است » . در اوايل سلطنت رضا شاه نيز يك هواپيماى ايتاليائى بر اثر گم كردن راه باردبيل آمده در قطعه زمين هموارى بر بالاى « قره باير » كه تقريبا در شش كيلومترى جنوب غربى شهر است ، به زمين نشسته بود . اين هواپيما بنزين نداشت و چون در اردبيل

--> ( 1 ) - آقاى حاج غلامحسين حبيب الهى .